احساسات واقعی

احساسات

هر دم از این باغ بری می رسید
تازه تر از تازه تری می رسد

هر روز به مشکلاتم اضافه تر میشه، هر روز درد بیشتری رو احساس کنم، چرا باید زمان زیادی از عمرم رو با احساسات منفی بگذرونم؟

شاید چنین احساساتی را تجربه کرده باشید و از ته قلبتان بخواهید این احساسات بد تمام شوند و احساسات خوب جایگزین گردند.
اما قبل از اینکه بخواهیم یاد بگیریم که چگونه احساسات خوب را بسازیم باید بدانیم احساسات چگونه بوجود می آیند؟

دلیل بوجود آمدن احساسات چیست؟

 

به این داستان توجه کنید؛ دوستتان با شما تماس می گیرد، به محض اینکه پاسخ او را می دهید با حالت استرس و اضطراب میگوید، فلانی یک اتفاقی افتاده اما الان نمیتوانم صحبت کنم و بعد تماس میگیرم.بدون اینکه خداحافظی هم کند تماس را قطع میکند. شما پیش خودتان فکر کنید، نکند یک اتفاق بد افتاده باشد، نکند فلانی

احساسات چیست

اتفاقی برایش افتاده باشد و نکند های بیشماری که ذهن می سازد. و نتیجه ی این سناریوهایی که نمی دانید کدام اتفاق افتاده و شاید هیچ کدام از اینها نباشد، اما ذهن شما نویسنده ی قهاری است و افکار منفی را خوب می سازد.

 

به این داستان نیز توجه کنید؛

این بار با شما تماس میگرند و خبر قبول شدنتان در کنکور را به شما میدهند، از فرط خوشحالی حتی نمی توانید صحبت کنید.

تفاوت و شباهت این ۲ داستان در چیست ؟

بعد از شنیدن هر خبر، چه خوب و جه بد احساسی را تجربه کردید اما در یکی احساس خوب و در دیگری احساس بد بود. در واقع این احساسات نتیجه ی افکار شما بوده اند، زمانی که شما به قبولی در کنکور فکر کردید چون هم راستا با افکار شما بود احساس خوبی را تجربه کردید اما در داستان اول ذهن شما شروع به ساختن یک سری داستان ها نمود که تمام آنها با خواسته ی شما متناقض بودند پس وقتی به چیزهایی فکر کردید که آنها را نمی خواستید احساسات بدی را تجربه کردید.

 

اگر بدنبال رسیدن به احساس خوب هستید مقاله رسیدن به احساس خوب را بخوانید

 

پس احساسات نتیجه ی افکار هستند و اگر بتوانیم افکار خود را کنترل کنیم می توانیم احساسات خوبی همیشه همراه خود داشته باشیم.

 

چقدر طول میکشد احساسات تغییر کنند ؟

۲۲سطح احساسی وجود دارد که هر کدام از آنها نتیجه ی افکار شما هستند .

  • نشاط – آگاهی – پذیرش – آزادی – عشق- سپاسگذاری
  • شور  و هیجان
  • اشتیاق – شادی
  • توقعات مثبت –باور
  • خوش بینی
  • امیدوار بودن
  • رضایت
  • ملال
  • بدبینی
  • سرخوردگی – بی قراری – بی صبری
  • آشفته بودن
  • مایوس بودن
  • تردید
  • نگرانی
  • ملالت کردن
  • ناامیدی
  • خشم
  • انتقام
  • نفرت – خشم
  • حسادت
  • عدم امنیت – احساس گناه – ناشایستگی
  • ترس – اندوه – افسردگی – ناامیدی – نداشتن توانایی
مطالعه می کنم :   بهترین استفاده از جملات تاکیدی

 

وقتی در سطح احساس سپاسگذاری و نشاط هستید یعنی افکار بسیار شاد و مثبتی دارید. حال سطح احساسی نا امیدی و ترس را در نظر بگیرید. این سطح نیز نتیجه ی افکار منفی می باشد . اگر شما به خاطر افکاری که داشته اید بر روی سطح ناامیدی و ترس قرار گرفته اید یعنی احساس ترس و ناامیدی دارید ، و می‌خواهید به نشاط و سپاس‌گذاری برسید که باید یک فاصله را به اجبار طی کنید.

تصور کنید هر کدام از این احساس‌ها یک پله هستند و برای رسیدن به احساس نشاط باید ۲۱ پله را بالا بروید. سوال اینجاست بدون اینکه این پله ها را بالا بروید می توانید به احساس نشاط برسید ؟ خیر . شما حتما باید آرام آرام احساس خود را تغییر دهید و به احساس خوب برسید و این زمان برای هر کس متفاوت است و آن هم به دلیل تفاوت باورهایی است که افراد دارند.

اگر به دنبال راهی برای تغییر باورهای خود هستید این مقاله را بخوانید

 

نقش باورها در ساختن احساسات

اجازه دهید یک بار دیگر با هم بررسی کنیم که احساسات نتیجه ی چه هستند ؟ احساسات نتیجه ی افکار هستند و افکار ساخته ی باورها هستند. پس اگر بخواهیم همیشه احساس بهتری داشته باشیم باید باورهای بهتری برای خود بسازیم .

امروز سر کار می روید و می بینید که همکارتان نگران و مضطرب است ، وقتی از او دلیل این نگرانی را سوال می کنید می گوید که امروز میخواستم سفارش جدید را تهیه کنم اما قیمت ها سرسام آور بالا رفته و با این قیمت ها کسی دیگر این اجناس را نمی خرد ، در واقع مردم توان خرید این اجناس را ندارند.

اینجاست که این فکر با باور های شما برخورد می کند ، اگر شما باور داشته باشید که بی نهایت ثروت و فراوانی در دنیا وجود داشته باشدو اینکه همیشه مشتری هایی هستند که خرید کنند دیگر این فکر شما را نگران نخواهد کرد ، اما اگر باور شما این باشد ؛ مردم نمی توانند در این اوضاع اقتصادی خرید کنند و پول زیادی در دست مردم نیست من به شما قول میدهم که شما با شنیدن به این فکر ناراحت خواهید شد و در فرکانس نبود مشتری ، گران شدن اجناس قرار میگیرید . شاید الان بپرسید یعنی من واقعیت گران شدن اجناس را در نظر نگریم و خرید کنم ؟ پس چطور آنها را بفروشم؟

مطالعه می کنم :   موفقیت فردی یک کلمه کلیشه ای است

من پاسخ این سوال را این گونه به شما میدهم، هر اتفاقی به خودی خود هیچ باری ندارد ، همین که اجناس گران شده اند یا دلار بالا رفته در زندگی افراد مختلف تاثیرات متفاوت داشته، بعضی‌ها از این گرانی اجناس توانسته اند فروش بالاتری داشته باشند و بعضی ها فروش‌شان بسیار کم شده است.

داستان یکی از دوستانم

دوستی دارم که کارگاه MDF و طراحی دکوراسیون داخلی ساختمان دارد. تعریف میکند بعد از بالا رفتن دلار هر ورق چوب چندین برابر شد ،مثلا کاری که قبلا سه میلیون تومان آن را انجام می دادیم الان آن را با قیمتی ۲ برابری انجام می دهیم. از او پرسیدم که فروش‌تان چه تغییری داشته ؟ و این باور را به من گفت؛

من باور دارم مردم وقتی چیزی گران تر میشود راحت تر خرید میکند و الان فروش من بسیار بیشتر شده.

 

اما دوستی دیگر دارم که در شهر دیگری زندگی میکند و شغل او نیز همین MDF و طراحی دکوراسیون داخلی است .بر حسب اتفاق سفری به شهر آنها داشتم و با او هم در این باره صحبت کردم واین چنین پاسخ داد،

از وقتی چوب گران شده مردم توان خریدشان پایین آمده و من هنوز نتونسته ام یک کار خوب انجام دهم.

نتیجه گیری داستان

۲ نفر که یک کسب و کار دارند بعد از یک اتفاق که برای هر ۲ افتاده بود یعنی گران شدن اجناس ، نتایج متفاوتی کسب کردند، یکی فروشش بیشتر و دیگری دچار فروش کمتر شده بود .

تنها دلیلی که باعث شد این دو نفر نتایج متفاوت کسب کنند باورهایشان بود. خوب نفر اول باور داشت که وقتی چیزی گران می شود مردم راحت تر خرید می‌کنند ، فکر این شخص دارای فرکانسی بود که سوار چرخ و فلکی با این فرکانس می شد . سوال اینجاست چه افرادی بر روی بقیه ی صندلی های این چرخ و فلک می‌نشینند؟ آیا شخصی که باور دارد دراین گرانی نباید چیزی خرید، سوار می شود یا شخصی که باور دارد من به راحتی خرید میکنم سوار می شود ؟

مطمئنا شخص دوم. پس فقط مشتری هایی به سراغ او می روند که قصد خرید داشته باشند.

مطالعه می کنم :   داشتن احساس خوب

اما دوست دوم من که باور داشت مردم توان خرید ندارد در فرکانسی قرار میگیرد که افرادی که توان خرید ندارند درون آن فرکانس هستند و در نتیجه او نمی تواند بفروشد . به همین سادگی!

باورهای شما نقش اساسی در داشتن انواع احساسات دارند.

برای اینکه بتوانید احساسات خود را کنترل کنید یک تکنیک بسیار ساده برای شما دارم که میتوانید در  مقاله زیر آن را مطالعه نمایید

 

رسیدن به آرامش امکان پذیر است

احساسات زیبا هستند

احساسات همه چیز هستند

در قانون جذب احساسات همه چیز هستند، وقتی احساس خوبی دارید یعنی افکار مثبت و مناسبی دارید و اتفاقات خوبی برای شما خواهد افتاد، اما زمانی که احساسات بدی را تجربه می‌کنید یعنی افکار منفی و مخالف خواسته هایتان دارید پس این افکار اتفاقات مناسب و ناخواسته را به سوی خود جذب می‌کنید.

 

احساسات منفی

نگرانی، ترس، استرس، اضطراب، عصبانیت و … هر کدام از احساسات منفی دیگر، زمانی که بوجود می آیند باید از وجودشان خوشحال باشیم، میدانید چرا؟

اجازه دهید با یک داستان برای شما توضیح دهم؛ یک بازی در کودکی انجام می دادیم که ما از اتاق بیرون می رفتیم و دوستمان چیزی را قایم میکرد و ما بایستی آن را پیدا میکردیم، بعد از این‌که آن را قایم می‌کرد وارد اتاق می‌شدیم و شروع به جست‌و جو می‌کردیم. اگر به آن نزدیک می شدیم میگفت گرمه گرمه ، اما اگر از آن دور می شدید میگفت سرده، هر چقدر نزدیکتر می شدید سریعتر میگفت گرمه گرمه و هر چه بیشتر دور می شد بیشتر و سریعتر می گفت سرده سرده…

شما با این گرمه گرمه متوجه می شدین در محلی که هستید درست است و اگر زمانی که می گفت سرده یعنی محل اشتباهی را جست و جو میکردید. با این کار مسیر درست را پیدا می نمودید. و به هدف می رسیدید.

احساسات دقیقا همین نقش را در زندگی بازی میکنند ، هر زمانی که احساسات خوبی دارید یعنی دارای افکار مناسبی هستید و به خواسته‌ی خود نزدیک می‌شوید اما زمانی که دارای احساسات منفی هستید یعنی افکار نامناسبی دارید و در حال دور شدن از خواسته ی خود هستید.

پس به احساسات خود به عنوان یک آلارم نگاه کنید که میگوید آیا شما در مسیر هستید یا خیر؟

 

احساسات منفی نیامده اند تا شما را نابود کنند بلکه آماده اند تا شما را به سمت هدفتان ببرند

 

نظرات خود را در زیر برای ما ارسال نمایید

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + دوازده =