خداوند ثروتمند حکیم

 خداوند ثروتمند از هر چیزی آگاه است

خداوند ثروتمند

به این عکس دقت کنید، چه چیزی توجه شما را جلب میکند؟
این قسمتی بسیار کوچک از جهانی است که ما در آن زندگی میکنیم. جهانی با این همه عظمت، جهانی با این همه شگفتی که در نهایت نظم آفریده شده است. و خداوند بزرگ آفریننده ی تمام این دنیای شگفت انگیز است و ما ذره ای در این جهان هستیم، مشکلات ما از خود ما نیز کوچکتر هستند و خداوند ثروتمند که دارای این همه قدرت، توانایی ، و حکمت است نمیتواند  این مشکلات کوچک را برای ما حل کند؟

خیلی وقتها از خداوند ثروتمند درخواست میکنیم که چیزی به ما بدهد اما باور نداریم که این کار را میکند! و ما به اندازه باورهایمان از خداوند نعمت دریافت میکنیم

خداوند ثروتمند به هر چه بخواهی به تو می دهد

حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود ، مردی میان سال در زمین کشاورزی مشغول کار بود . بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند . روستایی بی نوا با ترس در مقابل تخت حاکم ایستاد.

به دستور حاکم لباس گران بهایی  به او دادند. حاکم گفت یک قاطر به همراه افسار و پالان خوب نیز به او  بدهید. حاکم از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد، گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت . همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند.

حاکم پرسید : مرا می شناسی؟

مطالعه می کنم :   چگونه در راه کسب ثروت قرار بگیرید

بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.

حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.

حاکم گفت:بخاطر داری بیست سال قبل با دوستی به پابوس سلطان کرامت امام رضا (ع) رفته بودی؟ دوستت گفت خدایا به حق این آقا مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن او زدی که ای ساده دل! من سالهاست از آقا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟

یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.

حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده تلافی همان کشیده ای که به من زدی.

فقط می خواستم بدانی که برای خداوند حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد. فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد.

 

به اندازه ایمانمان از خداوند دریافت میکنیم

خداوند ثروتمند بزرگ

ما به اندازه ی ایمانی که به خداوند ثروتمند داریم از نعمتهای او بهره مند می شویم. خداوند منبع تمام خوبی ها، ثروت و کمال همه چیز است. کافیست به این منبع وصل شویم و از او بخواهیم. تصور کنید کنار دریا می روید و یک سطل در دست دارید ، به اندازه ای که سطلتان جای می گیرد آب دریا بر می دارید بعد به دیگران میگویید کدام دریا؟ کدام آب فراوان؟ اگر دریایی بود من فقط همین مقدار آب نداشتم. این شخص به اندازه ی سطلی که در دست داشت از آب دریا برداشت . به اندازه ی باوری که به خداوند دارید خداوند به شما نعمت می دهد.

مطالعه می کنم :   ثروتمند بودن از نظر اسلام

خیلی ها به خواسته های خود نمی رسند به این دلیل که نظر دیگران از نظر خودشان اهمیت بیشتری دارد. سالها برای گرفتن تاییدیه نظر آنها تمام تلاش خود را می کنند و اما غافل از اینکه هم نظر آنها را هیچ وقت کامل بدست نمی آورند و هم خوشحالی خود را از دست می دهند. احساس خوب را در زندگی خود از دست می دهند به این دلیل که اهداف و خواسته هایی را که پیگیری میکنند مال دیگران هستند. اما یک سوال دارم، آیا به تا به حال به این فکر کرده اید که خداوند حکیم است؟

خداوند حکیم است

خداوند ثروتمند حکیم است یعنی هیج کاری را بیهوده انجام نمیدهد که اگر این گونه بود دیگر خدا نبود! آیا برای آفرینش تک تک ما دلیل خاصی نداشته است؟

مطمئنا اینگونه نیست، و هرکدام از ما را برای رسیدن به هدف خاصی آفریده است. و این هدف خاص یک کمال است . اما بسیاری از ما به این هدف فکر نمی کنیم بلکه به خواسته ی دیگران بیشتر اهمیت می دهیم . در نتیجه نه به ثروت بیشتری می رسیم و نه احساس رضایت از خودمان را داریم. اما کافیست باور کنیدکه شما برای یک هدف والا آفریده شده اید و این هدف والا همان است که خداوند برای ما درنظر گرفته است. اگر در مسیر آن حرکت کنیم و از خداوند درخواست کمک کنیم خیلی زودتر به آن میرسیم.

نظر خداوند ثروتمند از نظر دیگران در زندگی ما مهم تر است و این اگر اتفاق بیافتد به تک تک آرزوهای خود می رسیم

مطالعه می کنم :   رسیدن به ثروت ساده تر از نرسیدن به آن است

 

ایمان به توانایی خداوند

این را باور کنید که خداوند به اندازه ی باوری که نسبت به او دارید به شما عطا میکند. چقدر به او باور دارید؟ آیا زمانی که کاری را به او می سپارید دیگر نگرانش خواهید بود؟

مدتها پیش یک نیاز مالی پیدا کردم. اما اصلا نگران آن نبودم. شب قبل از روزی که قرار بود آن پول را پرداخت کنم نصف مقداری که میخواستم به حسابم آمد، از این موضوع بسیار خوشحال بودم و خدا را  بابت این اتفاق شکر می کردم. صبح روز بعد متوجه شدم که به مقدار بیشتری پول احتیاج دارم، در خانه بودم و سرم را بلند کردم و با خنده گفتم ، خدایا تا اینجا این پول رو خودت جور کردی باقیش هم با خودت!

همان موقع یک ایده به ذهنم آمد که از فلان جا پیگیری کن. تا ظهر تمام مبلغ مورد نیاز من در حسابم بود

من زمانیکه این اتفاق افتاد نگران نبودم چون حل کردن آن را به خداوند ثروتمند سپرده بودم. وقتی کاری را به خدا میدهیم که انجام دهد اگر در دل ترس و اضطراب داشته باشیم یعنی باور نداریم که خداوند توانایی انجام دادن این کار را دارد. و این همان ایمان است .

برای رسیدن به ثروت نیازی نیست خود را به آب و آتش بزنید، کافیست از صاحب این ثروت درخواست کنید و باور داشته باشید که به شما خواهد بخشید .

 

این مقاله بخشی از کتاب جعبه ابزار ثروت نوشته ی حسین افشای راد است . برای دانلود ایبوک رایگان آن می توانید اینجا کلیک کنید

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + بیست =