دوباره برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

داستان برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

زمانی که خیلی کوچک بودم در مدرسه می شنیدم که معلممان میگفت انسان اشرف مخلوقات است، آن روز با خودم فکر کردم که چه  کلمات قشنگی ولی چه معنی می دهند؟

چرا انسان اشرف مخلوقات است؟ حسابی ذهنم درگیر این جمله‌ی عجیب شده بود  خیلی فکر کردم اما با آن سن کم به جایی نرسیدم .

از مادرم پرسیدم : مامان اشرف مخلوقات یعنی چی ؟ گفت یعنی اینکه انسان نسبت به همه موجودات مثل درختها و حیوانات و هر چیز دیگری  برتری دارد.

گفتم چرا؟ گفت چون انسان قدرت تصمیم گیری دارد.

نگرش من 

آن روز فکر میکردم که تفاوت قدرت تصمیم گیری ما با بقیه موجودات در اینه که ما میتوانیم تصمیم بگیریم که امروز ماکارانی بخوریم یا برنج ولی مثلا گوسفند فقط باید علف بخورد و کبوتر فقط دانه .

اما به نظرمن اشرف مخلوقات بودن معنی بزرگتری داشت که فقط به تصمیم گیری درباره برنج و ماکارونی یا نوع لباس یا پارک رفتن و خانه خاله محدود نمیشد پس چرا خدا گفته است انسان اشرف مخلوقات می باشد؟

بزرگترشدم و دیدم ما موتور داریم و بعضی از افراد فامیل پیکان. اما دلم برای کسایی که حتی موتور هم نداشتند می سوخت.

با خودم میگفتم چرا بعضی ها آنقدر پول دارند و بعضی ها انقدر وضع مالیشون ضعیف است ؟

چرا بعضی ها آنقدر حالشان خوب و به اصطلاح به ترک دیوار میخندند و بعضی ها همیشه عبوسند که حتی به بامزه ترین حرف ها یا جک ها نمی خندند و به اصطلاح شاد نیستند

واقعا چرا ؟

پدرم می گفت خوب خدا خواسته به یکی ثروت بدهد و به یکی دیگر نخواسته بدهد

مطالعه می کنم :   از خدا بخواهیم

شاید هم میخواهد بعضی از بنده هاش رو مورد آزمایش قرار دهد

هر کس یک نظری داشت ولی این جواب من نبود ، در واقع این جواب درست نبود.

چون معتقد بودم که خدا انقدر خوب و مهربان است که به کسی برای کسی بد نمی خواهد یا مگر خدا خسیس است که به یکی کممک کند و به یکی دیگر نه!  امکان نداشت، من خدا را اینجور نشناخته بودم

اما بالاخره فهمیدم

بزرگتر شدم و درکتاب علوم خواندم که همه دستورات از ذهن ما صادر میشود حتی تپش قلب و حتی نفس کشیدن،که حیاتی ترین کار بدن را انجام میدهد. پس فهمیدم که هر چه هست درون دهن ماست، یعنی حال خوش و داشتن پیکان هم به ذهن ربط داشت ؟

یعنی اشرف مخلوقات بودن هم به ذهن ربط داره ؟

و مطمئن شدم که جواب سوالم رو پیدا کردم.

آره به مغزمربوط بود

شروع کردم به برنامه ریزی برای زندگی و نوشتم که سال آینده می خواهم به کجا برسم.

شاید شخصی که پیکان داشت هم برای بدست آوردنش برنامه‌ریزی کرده بود اما فردی که موتور هم نداشت هنوز برنامه ای برای خود آماده نکرده بود .

متوجه شدم که بعضی افراد از محبوبیت بسیاری برخوردارند و بعضی افراد حتی یک دوست ندارند .

متوجه شدم که بعضی از افراد چند خانه و شاید چند ماشین داشته باشند ولی بعضی از افراد یک خانه به صورت رهن دارند

بعضی افراد باکمی تلاش درآمد زیاد تری نسبت به افرادی که تلاش بیشتری دارند، بدست می آورند .

مطالعه می کنم :   دور شدن از منفی ها

با خودم گفتم چرا من محبوب نباشم ؟ چرا من چند تا خانه نداشته باشم و چرا من دوستان متفاوت نداشته باشم.

قوانین حاکم بر برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

برای اینکه بتوانیم به هر چیزی (تاکید میکنم به هر چیزی)دست پیدا کنیم و خواسته هایمان را محقق کنیم اول باید یاد برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه را یاد بگیریم.

اگر هنوز چیز در زندگی خود ندارید که به آن افتخار کنید، اگر هنوز اهدافی دارید که به آنها دست پیدا نکرده اید و خود را بسیار دور از آنها می بینید به این دلیل است که برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاهتان درست نبوده و در جهت رسیدن به خواسته هایتان برنامه ریزی نشده است.

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه به صورت درست

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

اولین راه برای بدست آوردن خواسته یا هدفمان این است که بدانیم می‌خواهیم به چه چیزی برسیم ؟موتور یا ماشین شاسی بلند؟ بعد باید تصویر واضح و روشن از چیزی که میخوایم را ذهنمان ترسیم کنیم . ذهن ما باید بداند که مقصد کجاست ؟ تا بتواند به سمت آن حرکت کند.

اگر برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه درست نباشد مثل این است که سوار اتوبوس شده اید و راننده اتوبوس هر کجا که خودش می خواهد می ایستد ولی با برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه درست باشد مثل این است که سوار بر ماشین خودتان هستید و فرمان آن در دست شماست و هر کجا که می‌خواهید می‌روید، توقف می‌کنید و چه چیزی بهتر از این که در جایی که مقصدتان هست پیاده میشوید .پس بهتر است که دانید به کجا می خواهید بروید و با برنامه ریزی درست حرکت کنید.

مطالعه می کنم :   نظر اطرافیان را فقط بشنوید

راه های برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

خانواده ، دوستان، رسانه ها و جامعه هرکدام به نحوی در برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه دخیل هستند. این برنامه ریزی به این صورت است که هر روز در مورد موضوعات خاص می شنویم، می بینیم و این مضوعات به ما اثبات می شوند.

وقتی هر روز بشنویم که بیشتر افرادی که تصمیم داشتند کسب و کار خود را داشته باشند شکست خوردند به نظر شما آیا میتوانیم ما کسب و کار خودمان را راه اندازی کنیم؟

خیر، به این دلیل که باور میکنیم ته راه اندازی کسب و کار جدید شکست است و برای فرار از این شکست هیچ وقت وارد این مسیر نمی شویم.

چگونه ضمیر ناخودآگاه را درست برنامه ریزی کنیم؟

برنامه ریزی از طریق اطرافیان و شنیده ها و دیده ها صورت میگیرد.

کافیست برای اینکه برنامه ریزی مجدد و جدیدی داشته باشیم این کارها را انجام دهیم

  • اخبار گوش ندهیم
  • با افراد منفی باف سرو کله نزنیم
  • با دیگران در مورد هیچ چیزی بحث نکنیم حتی اگر حق با ما بود
  • از جمع هایی که فقط مشکلاتشان را بیان میکنند دوری کنیم
  • در مورد آرزوها و خواسته هایمان حرف بزنیم
  • با افرادی دوستی داشته باشیم که افکار مثبت و سازنده دارند
  • برای خود هدف داشته باشیم وهر روز در مسیر هدفمان حرکت کنیم.

از شما میخواهم همین الان در مورد هدفی که در یکسال آینده دارید ۱۰ خط بنویسید. بنویسید دوست دارید چگونه به این هدف برسید و نتایج رسیدن به این هدف چیست.

این مقاله را برای دوستان خود که برای شما ارزشمند هستند ارسال نمایید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =