راه پیدا کردن هدف

پیدا کردن هدف یک وظیفه است

یک روز قبل از نوشتن این مقاله یکی از دوستان قدیمی خود را دیدم، بعد از خوش و بش او گفت که مشکل اصلیش این نیست که چطور به هدفش میخواهد برسد مشکل اینجاست که اصلا نمیداند چطور باید هدفش را پیدا کند. یا چطور در مسیر پیدا کردن هدف قرار بگیرد. با خودم گفتم این میتواند مسئله ی افراد زیادی دیگر باشد پی تصمیم به نوشتن این مقاله گرفتم.
پیدا کردن هدف مسئله بسیار ریشه ای است و آگاهی از آن میتواند به روشن کردن موتور شما کمک کند.
وقتی نمیدانید چگونه هدفتان را پیدا کنید مانند این است میخواهید یک خودرو بخرید تا به سفر روید اما نمیتوانید با آن رانندگی کنید و خرید خودرو و خود سفر ممکن است اصلا اتفاق نیافتد.

 

حکمت خداوند برای پیدا کردن هدف

خالق ما کسی است که این دنیا را برای هدف خاصی آفریده است و حکمت خاصی پشت این خلقت است . ما به خدایی خداوند ایمان داریم چون حکیم است، و هیچگاه اشتباه نمی کند. و ممکن نیست بنده‌ای را بدون هدف بیافریند. هر کدام از ما جزئی از این هدف خلقت هستیم پس باید هدف خود را در زندگی پیدا کنیم.

پیدا کردن هدف

شرط اول

من در دوران ارشد با یک نفر آشنا شدم که ایشان یک شرکت مهندسی در زمینه ی راه اندازی خطوط تولید داشت ، بعد از ارشد همکاری خودم رو با شرکتش شروع کردم، ۲ سال کار کردم و توانایی های بسیار زیادی بدست آوردم، از فروش تا نصب و راه اندازی.
نزدیک به ۲۵۰ میلیون تومان پروژه برای این شرکت گرفتم و بعد از آن تصمیم گرفتم شرکت خودم را راه اندازی کنم، به سرعت این کار را انجام دادم و همکاری خودم را با شرکت اول قطع کردم ، بعد از مدتی تمام شرکتهایی که در اطراف ما یودند من را می شناختند و توانستم درآمد خوبی داشته باشم. این داستان بیش از یکسال ادامه داشت تا اینکه حرکت من به سمت هدفم بسیار آهسته شد، بیشتر که دقیق شدم دیدم اصلا این کاری که انجام میدهم را دوست ندارم و فقط به خاطر پولش درگیر آن شده ام.

مطالعه می کنم :   گامهای رسیدن به اهداف مانند گام های خریدن بستنی از بابا بستنی است

یک تصمیم بزرگ

یک روز تصمیم گرفتم دیگر این کار را ادامه ندهم و به دنبال علاقه ی خودم بروم. و دوباره در مسیر پیدا کردن هدف قرار گرفتم.
قبل از اینکه بخواهید هدفی برای خود انتخاب کنید این را بدانید که شرط اول عاشق بودن است. باید کاری که میخواهید انجام دهید را دوست داشته باشید، وقتی شنبه اول هفته می شود به خود نگویید باز شنبه شد، یا فردا صبح دوباره باید سر کار بروم. خسته شدم و ای کاش تعطیلی بیشتری داشتیم…
این ها نشان از این دارد که عاشق کارت نیستی. وقتی عاشق کارت باشی دیگر شنبه و جمعه معنا ندارد، خستگی و گرسنگی را راحت میتوانی تحمل کنی، در نهایت همه ی اینها وقتی به چالشی برخورد میکنی چون دوست داری به هدفت دست پیدا کنی این چالش را هر طور شده حل میکنی و در نهایت خوشحالی از اینکه کاری برای هدفت انجام داده ای.

هر هدفی را برای خود میخواهید انتخاب کنید باید از فیلتر دوست داشتن عبور کرده باشد

شرط دوم

من وقتی فهمیدم هدفم را دوست ندارم به این نتیجه هم رسیدم که این هدف را خودم انتخاب نکردم بلکه جو اطرافیانم و نیاز به درآمد باعث شد که به این سمت کشیده شوم. پس اهداف ۲ دسته هستند:

مطالعه می کنم :   نظر اطرافیان را فقط بشنوید

• اهدافی که خودتان انتخاب کرده اید
• اهدافی که دیگران مثل خانواده به شما داده اند

راه پیدا کردن هدف

فیلتر بعدی که هدفتان باید از آن بگذرد این است که خودتان آن را انتخاب کرده باشید،

شرط سوم

به این سوال به دقت پاسخ دهید.
اگر قرار باشد فقط یک سال دیگر زندگی کنید چه کاری را انجام می دهید؟
این همان سوالی است که میتوانی با آن بفهمی کاری که الان انجام میدهی را دوست داری یا نه؟
یا اینکه چه کاری را انتخاب کنی که حاضری یکسال آخر عمرت را در آن بگذرانی ؟ چند سال پیش یکی از دوستان از یک استاد پرسید من چطور هدف شغلیم را پیدا کنم؟ این استاد جواب داد فکر کن ۵ سال دیگر اگر بچه ات از توپرسید، بابا کار تو چیست تو دوست داری چه پاسخی به او بدهی ؟ این همان کاری است که باید الان انتخاب کنی و آن را انجام دهی.
پیدا کردن هدف یکی از وظایف هر انسان است که او را به کمال می رساند. اگر در این مسیر کاهلی کنیم هیچ گاه لذت کافی از نعمتهای خداوند را نخواهیم برد.

 

شرط آخر

همین الان شروع کنید و در مسیر پیدا کردن هدف قرار بگیرید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 9 =