باور چگونه ایجاد می شود؟

باور چگونه ایجاد می شود؟آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که یک باور چگونه ایجاد می شود؟
یک فیلم کوتاه برای من باور ایجاد کرد.
یک روزکه در خانه  بیکار بودم تلویزیون را روشن کردم. فیلمی در حال پخش شدن بود .داستان این فیلم از این قرار بود که این خانواده می خواستند به مسافرت بروند، بچه خانواده عطسه کرد و همه ناراحت شدند و گفتند باید صبر کنیم . و همه با این پسر دعوا میکردند و می گفتند حالا چه وقت عطسه بود و نکند بیرون برویم برای ما اتفاقی بی افتد . من که تا آن روز همچین چیزی نشنیده بودم و با خودم فکر میکردم یعنی هر بار که ما عطسه میکنیم باید صبر کنیم .

چند روز بود که من هم هر بار که عطسه میکردم ،هر جا که بودم می ایستادم . هر کاری که میخواستم انجام دهم دست نگه می داشتم . عمیقا به این داستان فکر میکردم و با خودم میگفتم چقدر تا قبل از دیدن این فیلم راحت زندگی می کردم.تصمیم گرفتم که که دیگر به آن  فکر نکنم وبعد از هر بار عطسه، صبرنکنم.دیگر راحت شده بودم واز اینکه از یک فکر مزاحم خلاص شده بودم خوشحال بودم .یک داستان پشت این ماجرا بود ،این موضوع داشت باورم می شد .به نظر شما باور چگونه ایجاد می شود؟

باورهای عامیانه در بین افراد جامعه – باور چگونه ایجاد می شود؟

تا حالا شنیده اید که یک عده می گویند وقتی کف دست راستم می خارد,  پول به دست می آورم . هر بار که دست چپم می خارد پول از دستم خارج می شود .یا اینکه موی من تار است الان مهمان می آید . یک برگ روی چای آمده پس مهمان می آید . یا دمپایی چپ شده الان دعوا میشود .به نظر شمااین باور چگونه ایجاد می شود؟بعضی از افراد نام آن را خرافات می گذارند ولی من می گوییم تا به باور شما تبدیل نشود در زندگی شما عملی نخواهد شد .شاید در این باره با کسی صحبت کرده باشید و یک نفر بگوید برای من تا حالا چنین اتفاقی نیوفتاده و کسی بگوید برای من همیشه اتفاق افتاده است.
این چند مثال ساده برای کسی اتفاق می افتد که آن را باور کرده باشد، برای کسی که این باور را ندارد به هیچ عنوان اتفاق نمی افتد .

مطالعه می کنم :   برای رسیدن به اهداف باید از قبل سفارش دهید!

قانون باور

باورچگونه ایجاد می شود؟زمانی که شما یک فکر را در ذهن تکرار میکنید و مدام به  آن فکر می کنید ,به باور شما تبدیل می شود . باور تکرار زیاد یک فکر است .وقتی که یک موضوعی به باور تبدیل شد حتما اتفاق می افتد .چون از ذهن هوشیار به ضمیر ناخودآگاه انتقال پیدا کرده است و ضمیر ناخودآگاه آن را سر راه شما قرار میدهد و آن اتفاق برای شما رخ می دهد .

بعد از دیدن این فیلم با خودم فکر میکردم چقدر راحت یک موضوع ساده به باور تبدیل می شود.بدون اینکه بدانیم و بخواهیم آن را زندگی می کنیم همان طور که برای من اتفاق افتاد.اکنون که متوجه شدید که باور چگونه ایجاد می شود،به عقب تر برگردید به زندگی خود نگاهی بی اندازید و ببینید کدام افکار از باور های شما نشات گرفته است .همین الان خودکار و کاغذ به دست بگیرید و بنویسید که که کدام افکار باور شما هستند؟ و آن ها را روزانه بکار میگیرید و بنویسید که این باور چگونه ایجاد می شود یا ایجاد شده اند؟

چه کسانی برای ما باور ایجاد می کنند

خانواده و دوستان جامعه و رسانه از جمله کسانی هستند که برای ما باور ایجاد می کنند. خیلی از این باور ها محدود کننده هستند و ما را از انجام کارهایی که دوستشان داریم و باید انجام دهیم تا به موفقیت برسیم، منع می کنند . یک حرف ساده به ما می گویند که آن را یا انجام دهیم یا ترس ایجاد میکنند که آن را انجام ندهیم و قصد آن ها این است که از ما محافظت کنند،چون مارا دوست دارند و نمی دانند که با کلام خود مارا محدود کرده اند.باعث عدم پیشرفت  ما شده اند.

به طور مثال تا کنون برای شما پیش آمده است به کودکتان که در حال جست و خیز است بگویید : آهسته الان می افتی . و بعد از چند دقیقه او به زمین می افتد و به او می گویید: دیدی افتادی. زمانی که کودک شما به افتادن فکر میکند برای او اتفاق می افتد. شما قصد مراقبت از او را داشته اید. بدون اینکه بخواهید با کلام خود به او یادآوری کردید که باید زمین بخورد .برای کودکی که به مادر خود می گوید مراقبم نمی افتم، و اطمینان دارد که به زمین نمی خورد چنین اتفاقی نمی افتد. ما باور هایمان را دوست داریم وفکر میکنیم از ما محافظت میکنند. به طور مثال کسی که باور دارد دمپایی را درست میکند تا دعوا نشود و آن که مویش تار است سریع خانه را مرتب می کند و منتظر آمدن مهمان می شود.

مطالعه می کنم :   رسیدن به آرامش براحتی امکان پذیر است

باور های بزرگ ما

شما باور های بزرگتری دارید به طور مثال شما باور دارید که حقوق به نیمه برج نرسیده تمام میشود. تصور کنید در یک ماه علاوه بر هزینه های متعارف ، باید روغن ماشینی که به تازگی خریدیدعوض کنید. یک رو کش صندلی تهیه و برای ایمنی بیشتر تسمه تایم آن را عوض میکنید. به نیمه برج نرسیده دیگر پولی برای گذران زندگی باقی نمانده . ماه دیگر باید تعویض پلاک کنید و لاستیک آن را عوض کنید . باز به نیمه نرسیده با خود می گویید هنوز نیمه برج نشده پول تمام شد . ماه بعد ماشین را بیمه میکنید و باز می بینید از نیمه برج به بعد پولی در دست ندارید. شاید ماه بعد عملا دیگر هزینه ای نداشته باشید ولی به طور ناخواسته به این فکر میکنید که نیمه برج نرسیده ، پول نیست و مدام به نبودن پول فکر میکنید .

به هر چیزی که فکر میکنید ان را به سمت خود جذب میکنید . بدون اینکه شما بخواهید اتفاقاتی می افتد که هزینه های بیشتری به سمت شما جذب می شود . ضمیر ناخودآگاه شما راهی را پیدا می کند که پول از دست شما خارج شود.و به راحتی این باور برای شما ایجاد می شود . با افکار خود کاری میکنید فقط پانزده روز در سال پول داشته باشید .
یا دوران کودکی ما در کتاب های دینی خواندیم که پیامبران ساده زندگی میکردند و انسان های با تقوایی بودند و شخصی مثل فرعون ثروتمند و بدجنس بوده است . این باور برای ما ایجاده شده که هر کس پولدار است بد جنس است و پول خود را از راه درستی به دست نیاورده است. یا اینکه هر کس پولدار است انسان خوبی نیست و نمی توان به آن اعتماد کرد

مطالعه می کنم :   قدرت تصویرسازی ذهنی

چگونه باور خود را تغییر دهیم

همان طور که گفتم باور تکرار زیاد یک فکر است و برای اینکه آن را تغییر دهید، باید برعکس چیزی که باور دارید را در ذهن تکرار کنید .
به این فکر کنید که این مسجد یا مدرسه ای که ساخته شده را شخصی ثروتمند ساخته است. در مساجد می روید و میبینید چند انسان درست و با تقوا در مسجد نشسته اند و هزینه های روز عاشورا را تقبل می کنند پس پولدار هستند یا مدام با خود تکرار کنید که خدایی که اول ماه حساب من را پر از پول می کند در آخر ماه هم مرا دست خالی نمی گذارد . یا تکرار کنید که رحمت خدا در همه روز و در همه حال شامل حال من میشود و مختص به اول ماه نیست .

با خود تکرار کنید که این همه دمپایی بر عکس می شود و برای هیچ کس اتفاق نمی افتد پس برای من هم نمی افتد. بگویید که این مویی که تار است فقط یک مو است که جلوی چشمان مرا گرفته ، پس آن را بالا میزنم و این افکار را مدام تکرار کنید

به همین سادگی باور های ما تغییر پیدا می کنند .

میبینید که شما افکار خود را زندگی میکنید . هر اتفاقی که برای شما می افتد نتیجه افکار شما و افکار شما نتیجه باور های شماست . اتفاق هایی که تا کنون افتاده است به این خاطر بوده که تا کنون اینگونه فکر میکردید و به خاطر اینکه دیگر اتفاق نیوفتد لازم است که باورها و افکار خود را تغییر دهید .چقدر خوب و لذت بخش است که باور های محدود کننده را کنار گذاشته آن را با باور های درست جایگزین کنید و رشد و تغییر را در زندگی خود احساس کنید .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 17 =