مغز سه گانه

در این مقاله می خواهیم به سراغ مغزهای سه گانه برویم تا با استفاده از این ایده که توسط آقای توکلی ارائه شده به مقوله اهمال کاری بپردازیم. در این نظریه اعتقاد دارد که مغز انسان را می توان به سه قسمت اصلی تقسیم کرد
مغز خزنده ای
 مغز پستاندار
مغز منطقی

نکته بسیار جالب این است که کارکرد این سه مغز با یکدیگر در تناقض بسیار قرار دارد و اگر ما به این مغزهای سه گانه آگاه نباشیم عملاً نمی‌توانیم از پس اهمال کاری بربیاییم . از همین‌رو قصد دارم این مبحث را به صورت کامل و کاربردی ارائه نمایم و در ادامه به بررسی کلی هر کدام از مغز ها خواهم پرداخت

 مغز خزنده

مغز خزنده بخش درونی از مغزهای سه گانه ماست که در ریشه قرار دارد و تمام خزنده ها مانند مار و مارمولک از آنها دارد و کار اصلی آن حفظ بقای ما با توجه به نیازهای اولیه و حیاتی است که مثلا چیزی به سوی شما پرت می‌شود و چشم شما فوراً واکنش نشان می دهد و دستتان را جلوی صورت خود میگیرید این کار توسط مغز خزنده انجام میشود

 این کار مغز خزنده است که در شرایط خاص به ما می گوید به جنگ یا فرار کن تا زنده بمانی کافی است چند دقیقه ای نفس خود را حبس کنید تا ببینید که مغز خزنده وارد عمل میشود و برای اینکه زنده بمانید شما را مجبور می‌کند که نفس بکشید

 مغز  پستاندار

 بخش دوم از مغزهای سه گانه ، که در مورد آن صحبت می‌کنیم مغز پستاندار است که بر روی مغز خزنده قرار گرفته و کارکرد آن بیشتر مباحث  احساسی و عاطفی است همه پستانداران این نوع از مغز را دارا هستند و کار آن کنترل عواطف و احساسات از جمله غم و شادی آرامش و عشق و … می باشد

تقریباً هر تصمیمی که در زندگی خود بخواهیم بگیریم توسط مغز پستاندار یا همان مغز میانی صورت می‌گیرد و این تصور باطلی است که فکر کنیم می توانیم بدون احساسات تصمیم گیری نماییم تقریباً همه ما برای هر تصمیمی از احساسات خود استفاده میکنیم و مطمئنم که تحقیق دانشگاهی زیر می تواند به شما کمک کند تا از قدرت مغز پستاندار مطلع شوید
در یک تحقیق عملی،فردی که در اثر سانحه‌ای پزشکی مغز پستاندار خود را از دست داده بود حتی قادر نبود که از منوی غذا  ،غذای مورد علاقه خود را انتخاب کند این در حالی بود که وی می‌توانست غذاها را به سادگی بخواند در مورد آن‌ها صحبت کند

مطالعه می کنم :   قانون ضمیر ناخود آگاه

 مغز منطقی

 آخرین قسمت از مغزهای سه گانه ما مغز منطقی است که بر روی مغز پستاندار قرار گرفته است و این مغز کار تحلیل و استدلال را بر عهده دارد  عمل تفاوت اصلی ما انسانها از سایر موجودات داشتن این بخش از مغزهای سه گانه است که البته به مقدار قابل توجهی نیز از آن استفاده می کنیم همین که در حال مطالعه این مقاله هستید و مغز منطقی شما اطلاعات را دریافت می‌کند آنها را تجزیه و تحلیل می نماید و سپس دسته‌بندی و به خاطر می‌سپارد

خواسته های  مغزخزنده

 از آنجایی که کارکرد اصلی مغز خزنده حفظ بقای ماست ، از مهمترین فعالیت‌های آن این خواهد بود که تا حد ممکن انرژی ما را به صورت بهینه مصرف کند از هر تلاشی که باعث استفاده بیش از حد از انرژی می شود جلوگیری کند از همین رو تلاش می‌کند تا حد ممکن اطلاعات را فیلتر نماید تا به لایه های بالاتر یعنی مغز میانی دست یابد .لطفاً یک لحظه سکوت کنید و دقت کنید چه صداهایی را میشنوند؟این صدا ها پیش از این نیز وجود داشتند و در محیط بودند و وارد گوش شما می شدند اما مغز خزنده می گویند ولش کن مهم نیست انرژی ات را صرف این صداها نکن
البته این موضوع بسیار خوب است و قطعاً لازم نیست که ما همه صداهای مختلف را بشنویم یکی از مهمترین خواسته های مغز خزنده این است که متوجه شود آیا هر اتفاقی خطرناک است یا خیر زیرا اولویت مغز خزنده این است که ما زنده بمانیم . مثلاً اگر صدای خش خش بیاید تصور می کند که مار است و سریع عکس العمل نشان می‌دهد اما وقتی خوب دقت می کنید می بینید که صدای پلاستیک بوده است این وظیفه مغز خزنده است که شما را زنده نگه دارد


این مغز تا حد ممکن می خواهد کار جدیدی انجام نشود و تغییری نکند چرا؟ چون  وظیفه اصلی آن حفظ بقا است و به همین دلیل باید مصرف انرژی مغز پایین بیاید بنابراین تا جایی که ممکن باشد مغز خزنده به ما کمک می کند تا یک اهمال کار حرفه ای باشیم سوال بسیار مهمی که مغز خزنده همیشه از خودش می پرسد این است که، چه طور می شود هیچ چیزی تغییر نکند؟ و شرایط همینطوری باقی بماند؟ ازشما می خواهم همین الان از جای خود بلند شوید و به صورت ایستاده  این مقاله را مطالعه کنید لطفاً همین الان از جای خود بلند شوید و بایستید
نمی دانم که الان ایستاده اید یا نشسته ولی اجازه بدهید به شما بگویم که مغز خزنده چه می‌گوید؟ می گوید نمی شود از  جایم بلند نشوم؟ هیچ راه فراری نیست ؟ مغز میانی نیز دوست دارد که اتفاقات جالب رخ دهد از همین رو می گوید خدا کند یک کار با حال انجام بدهیم

مطالعه می کنم :   چه وقتی به آرزویم میرسم؟

 خواسته های مغز پستاندار

مغز پستاندار یا همان مغز میانی از مغزهای سه گانه به این موضوع خیلی توجه دارد که آیا مقاله مورد بحث خسته کننده است یا جذاب؟
تا حد ممکن سعی کند موضوعات غیر جذاب را فیلتر کند و سخت به موضوعات جالب ، توجه نماید اگر میخواهید دقیقا متوجه این موضوع شوید، کافیست به انسانی که خسته کننده صحبت می کند توجه کنید خواهید دید که مغز پستاندار تمام تلاش خود را می‌کند که به او توجه نکنید و تا حد ممکن حواس شما را پرت میکند نکته دیگر این است که مغز  پستاندار از جزئیات فرار می‌کند و این مغز تمام تلاش خود را می‌کند تا لذت ببرد

خواسته های مغز منطقی

آخرین مغز از مغزهای سه گانه ، مغز منطقی است و از آنجایی که همه ما وقتی صحبت از مغز می‌کنیم دقیقاً منظورمان مغز منطقی است بنابراین این بخش توضیحات زیادی را نمی فهمد فقط کافی است به این موضوع اشاره کنم که در این متن به این موضوع فکر می‌کند که هر موضوعی آیا  جور در می آید منطقی است ؟ برای من چه نفعی دارد ؟
خوب حالا که با این موضوع آشنا شدیم لازم است که با یک مثال شرایط را مرور کنیم

 مثلا امروز صبح که شما قصد بیدار شدن از خواب را داشتید سه درگیری بین مغزهای سه گانه ایجاد میشود. مغز خزنده می گوید بخواب ، بخواب لازمه انرژی بیشتری داشته باشم
مغز پستاندارمی گوید الان بخوابی بیشتر خوش میگذره یا اگه بیدار بشی؟
برای همین اگر قرار باشد سر کار برویم ترجیح می‌دهیم بخوابیم چون مغز پستاندار لذت بیشتری میبرد اما اگر با کسی که شریک عاطفی مان است قرار گذاشته باشیم که به کوه برویم ساعت ۵ صبح هم به سادگی از خواب بیدار می شویم مغز منطقی می گویند امروز باید تلاش کنیم و در جهت موفقیت قدم برداریم و از روز بهتر شویم

مطالعه می کنم :   تاثیر عبارات مثبت و منفی

درگیری بین مغزهای سه گانه

پس  مغز خزنده و پستاندار قدرت بیشتری دارند و در انتها نیز مغزمنطقی. از همین رو وقتی تصمیم میگیریم یک کار درست انجام دهیم (توسط مغز منطقی) تمام وسوسه ها و لذت ها به سراغ ما می‌آیند و البته اکثر مردم نیز تسلیم قدرت مغز خزنده و پستاندار می‌شودبرای اثبات این موضوع می توانید بسیار ساده به این مسائل توجه کنید همه می دانند که نوشابه ضرر دارد و اصلا مفید نیست( مغز منطقی) اما کمتر کسی است که می‌تواند جلوی هوس خود را بگیرد (مغز پستاندار)

راهکارهایی برای کنترل تنفس جهت جلوگیری از اهمال کاری

 باید آگاه شوید هر رفتاری که انجام میدهید کار کدام مغز است این به ما کمک می کند تا به مرحله آگاهی برسیم و البته باعث می‌شود تا یکسری از فعالیت‌های اشتباه را انجام ندهیم
به عنوان مثال وقتی در حال نوشیدن نوشابه هستیم یک لحظه به این فکر می کنیم که این تصمیم کدام مغز است که  لذت و مزه خوب را دوست دارد و به خودمان می آییم و می گوییم که الان وقت این لذت بردن نیست و فوراً نوشابه را کنار می‌گذاریم و سکان هدایت خودمان را به مغز منطقی می سپاریم
بنابراین وقتی در حال انجام هر کاری هستیم (حتی آن کار می تواند اهمال کاری باشد) لازم است از خودمان بپرسیم که الان کدام یک از مغزهای ما سکان هدایت را به دست گرفته و لازم است که الان هدایت به دست کدام مغز باشد؟

روش دومی که برای جلوگیری از اهمال کاری توصیه می شود این است که ما تصمیم بگیریم که در هر لحظه فقط به یک مغز اجازه فعالیت بدهیم و فقط سعی کنیم یک مغز از شرایط لذت ببرند
مثلا الان که در حال مطالعه کتاب هستید قاعدتاً فقط مغز منطقی خوشحال است و مغز پستاندار و خزنده پیشنهادات بسیار جذاب تری دارد اما شما الان فقط مغز منطقی را خوشحال می کنید و به دو مغز دیگر یادآوری می‌کنیم که بعد ۳۰ دقیقه به یک تفریح خواهم پرداخت و نظر شما را نیز جلب می کنم
در حقیقت با این روش ما به مغز خود این عادت را می‌دهیم که به زودی نوبت به  تو هم مغز می‌رسد و فقط کافیست کمی صبر کنید بنابراین یاد بگیریم که هیچگاه سعی نکنید هر سه مغز را به صورت همزمان راضی نگه داریم و دائما در حال تغییر روند بین آن‌ها باشیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 1 =