نقش تکرار در ضمیر ناخودآگاه بر زندگی من

تکرار در ضمیر ناخودآگاه

در مسیر خونه ما سازمان برق بود . زمانی که فقط ۱۳ سالم بود هر بار که از روبروی سازمان برق رد میشدیم ، به آن سازمان فکر میکردم ، اول به بزرگ بودنش و بعد به اینکه چقدر طول کشیده تا اینجا ساخته شده ، یک بار به تعداد افرادی که اون رو اداره می کنند  و یک بار هم می گفتم خوش بحال کسایی که تو سازمان برق کار می کنند . کم کم با خودم فکر میکردم که چی میشد که من هم یک روز کارمند اینجا بشم  ؟ بعد از اون دیگه به بزرگی و تعداد افراد سازمان فکر نمیکردم فقط به این فکر میکردم که من وارد شرکت شدم و خودم را کارمند اونجا تصور میکردم و هر بار رویای من  تکرار میشد

بعد از چند سال با خودم گفتم : اه بسه دیگه چقدر تکرار در ضمیر ناخودآگاه به اینجا فکر میکنی و دیگه فکر نکردم دانشگاه رفتم و بعد ازدواج کردم و رویای ۱۳ سالگی من از نظر من فراموش شد

من باید سال آینده سر کار باشم

از سال ۸۵ هر سال یک برنامه ۵ ساله برای خودم میچیدم و با خودم میگفتم ۵ سال آینده باید این خواسته هام عملی شده باشه .این برنامه ریزی تو زندگی بعد از ازدواجم , ادامه داشت و تو روزهای مهم زندگیمون می گفتیم سال دیگه باید به کجا برسیم

روز اولین سالگرد ازدواجم به همسرم گفتم باید سال آینده سر کار باشم و از فردای آن روز فقط به کار فکر می کردم . انواع اداره ها و سازمان ها و بانک هایی  که استخدامی داشتند سر میزدم و فرم پر میکردم . هر چه بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم

مطالعه می کنم :   قدرت تصویرسازی ذهنی

تا اینکه متوجه شدم سازمان برق استخدامی دارد .آنجا هم شرکت کردم و به مرحله مصاحبه رسید . روز استخدام از من پرسیدند: اینجا آشنا داری؟ گفتم نه  و یکی پرسید اصلا دوست دارید اینجا کار کنید؟ گفتم:تکرار در ضمیر ناخودآگاه بله خیلی سال پیش خودم رو کارمند اینجا تصور میکردم

همون جا جلوی ۸ نفر مصاحبه کننده ،  از حرفی که زده بودم،  دهنم باز ماند . تازه دورزاریم افتاد و دلیل اینکه اینجا روی این صندلی نشستم رو متوجه شدم .تازه یادم امد که من یک رویا داشتم و به سازمان برق فکر میکردم اونم  نه یک بار بلکه چند سال رویای من در ذهنم تکرار شده بود .

قانون تکرار در ضمیر ناخودآگاه

من از قانون های ذهن اطلاع داشتم .تکرار در ضمیر ناخودآگاه باعث میشد که یک کانال عصبی از ذهن هوشیار به ضمیر ناخودآگاه انتقال پیدا کنه و ضمیر ناخودآگاه راه رسیدن به آن را فراهم کند

نکته این قضیه اینجا بود که با وجود اینکه من دیگه به سازمان برق فکر نکرده بودم و راه خودم رو رفته بودم ، ضمیر ناخودآگاهم راهی رو که خیلی سال پیش بهش دستور داده بودم  و برنامه ریزی کرده بود م رو رفته بود . ذهن هوشیارم فراموش کرده بود ولی ضمیر ناخودآگاهم فراموش نکرده بود.

 همه برنامه ها بهم ریخت

دقیقا زمانی که همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تکرار در ضمیر ناخودآگاه خانمی نا شناس با من تماس گرفتند و گفتند خانم میدونید شما از لیست استخدام حذف شدید ؟گفتم امکان ندارد ایشون گفتند خانم من و شما از لیست استخدام حذف شدیم .

مطالعه می کنم :   با عبارت تاکیدی نابغه ، نابغه تحویل جامعه دهیم

فردا رفتم شرکت توزیع برق اهواز که از صحت  و سقم این جریان با خبر شوم . در نهایت ناباوری گفتند بله شما حذف شدید . باور نکردم و مطمئن بودم که ضمیر ناخودآگاهم درست برنامه ریزی کرده و حالا که تا اینجا آمده  خودش بقیه راه را پیدا میکند . من یک در خواست به کائنات داده بودم و با مابقیش کاری نداشتم .ازپله های شرکت پایین آمدم  و نگاه به آرم شرکت توزیع برق اهواز کردم گفتم تو منو از در انداختی بیرون ولی من از دیوار بالا میام .

من باید ۲۴ بهمن ۹۱ سر کار باشم

از اون روزفقط تلاش بود و پیگیری برای مصاحبه مجدد تکرار در ضمیر ناخودآگاه .و در نهایت تلاش ما به نتیجه رسید ومصاحبه انجام شد . از قسمت منابع انسانی پرسیدم از چه تاریخی باید سر کار بیاییم ؟ گفتند یک خرداد نود و دو .برای من امکان نداشت من باید بیست و چهار بهمن ۹۱ دست پر جلو  همسرم مینشستم و می گفتم باز هم تونستم. تکرار در ضمیر ناخودآگاه تکرار در ضمیر ناخودآگاه تکرار در ضمیر ناخودآگاه تکرار در ضمیر ناخودآگاه

از اون روز تکرار رویای خودم رو ببیشتر کردم و فکر کردم که بیست و چهار بهمن است و من سر کار هستم .کارم هر روز همین شده بود که شب با این فکر میخوابیدم و صبح بیدا ر می شدم

برای اون روز لباس خریده بودم و کفش چون باور داشتم که میشه

با تکرار در ضمیر ناخودآگاه همه چیز درست شد

روز ۲۳ بهمن چشم هایم را باز کردم و گفتم خدایا فردا بیست و چهارم بهمنه .اگر قراره معجزه ای اتفاق بی افتد، امروز باید بی افتد .

مطالعه می کنم :   چه وقتی به آرزویم میرسم؟

کمی بعد از شرکت توزیع تماس گرفتند و گفتند که از بین تمام کسایی که کارهای استخدامشون انجام شده شما تنها کسی هستین که رشته تون حسابداریه ، انگشت نگاری و جواب آزمایش خونت اومده و تحقیقات محلیت انجام شده . یکی از همکارهای ما مرخصی زایمانه و دیکی دیگر ۲ ماه دیگه میرود . ما نیاز داریم که شما با ما همکاری کنید . لطفا فردا ساعت ۷ صبح حضور خودت رو اعلام کن. واقعا حال اون روز من قابل وصف نیست

تکرار در ضمیر ناخود آگاه

همه ما حال درونی خود را زندگی میکنیم . افکار خود را زندگی میکنیم . ما نسخه دوم هیچ کس نیستیم . شرایطی که در حال حاضر داریم نتیجه افکار ما هستند . روزانه پنجاه هزار فکر از ذهن ما میگذرد. همین الان به این فکر کنید که کدام فکر در ذهن شما تکرار شده که شرایط کنونی شما را ساخته است . لازم است چه فکری را در ذهن تکرار کنید تا شرایط بهتری را بسازید . اصلا دوست دارید سال آینده به کجا برسید از همین الان شروع کنیم وآن زندگی که دوست دارید را برای خود ایجاد کنید .تصویری که از آینده دارید را با خود تکرار کنید . من با تمام وجود به این نتیجه رسیدم که شرایط ساختنی است و هیچ چیز به شانس و قسسمت بستگی ندارد.همه چیز به تکرار فکر شما بستگی دارد .پس افکار خود را در جهت مثبت به کار بگیرید و به چیز های خوب فکر کنید و آن را تکرار کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + یازده =